الهی، عارفان گویند "عرّفنی نفسک"، این جاهل گوید "عرّفنی نفسی"
الهی، از پای تا فرقم، در نور تو غرقم."یا نور السموات و الارض، انعمت فزد"
بندگی کردن کاری آسان است، اما بنده بودن کاری عظیم.
بندگی خویشتن نادیدن است
به همان مقدار که اندر دل بنده معرفت حق بود، به همان مقدار تعظیم بود.
بنده بودن دیگر است و بندگی کردن دیگر
بندگی کردن آنست که آن کنی که فرمایند. و بنده بودن آنست که بپسندی آن چه کنند.
ابراهیم ادهم گفت:وقتی غلامی خریدم، گفتم چه نامی؟گفت تا تو چه خوانی؟گفتم چه خورتی؟گفت تا چه دهی.گفتم چه پوشی؟ گفت تا چه پوشانی.گفتم چه کنی؟گفت تا چه فرمایی.گفتم چه خواهی؟گفت بنده را با خواست چه کار؟
حقیقت بندگی دو خصلت است: آن کنی که او پسندد و آن پسندی که او کند.
بنده او باش، هر کجا خواهی باش.
هر چه در بند آنی بنده‌ی آنی.
او که از کفر برست به آشنایی رسید و او که از خود برست به دوستی رسید.از آشنایی تا دوستی هزار منزل است و از دوستی تا دوست هزار وادی.
پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد.خود را در آب دید و می‌رمید.او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد.همه اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بی‌رحمی و کبر در توست و نمی‌رنجی،چون آن را در دیگری می‌بینی، می‌رمی و می‌رنجی.
دنیا جای خطرناکی برای زندگی است، نه به‌خاطر مردمان شرور بلکه به‌خاطر کسانی که شرارت‌ها را می‌بینند و کاری درمورد آن انجام‌ نمی‌دهند. (انیشتین)
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی. (نلسون ماندلا)
بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست. (آلبر کامو)
هیچ‌گاه امید کسی را ناامید نکن.شاید امید تنها دارایی او باشد. (ارد بزرگ)
خدمت کردن به طمع و خوف، خویشتن پرستیدن است نه حق پرستیدن
جستجوی پیشرفته